ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
247
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
ناگزير زوال پذير و موجب لغزش به طرف مرگى است كه براى حيوان حتمى است . پس شايسته است كه در پى آرزويى روان شود كه بر اساس قانون عدل باشد كه در زبان قرآن و سنّت خاتم پيامبران مطلوب است . و بهرهء فراوان را در توجّه كردن به ما سواى آن قرار دهد كه عبارت از به دست آوردن خوشبختى ماندنى و خيرات هميشگى است . و خداوند به هر صاحب استعدادى كاملترين كمالات را عطا مىكند و توفيق دهنده اوست . كلمه سى و هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا تتكل على المنى فانّها بضائع النوكى بر آرزوها متكَّى مشو كه آن سرمايهء نادانان است . شارح گويد : منى جمع منيّه است و آن شيء است كه مورد آرزوست مانند اين گفتار : ان سعدى لمنيّة المتمّنى ( خوشبختى من آرزويى است خواستنى ) و بضايع جمع بضاعت است كه مقدارى از مال مىباشد كه به تجارت بر انگيخته مىشود . و نوكى جمع انوك و به معناى احمق است . مقصود از اين كلمه اين است كه نفس را از سرگرم شدن به خواستن آرزوها باز دارد چون اين سرگرمى گاهى پديد مىآيد و پيوسته رو به فزونى مىرود تا نفس گرفتار ملكه وسواس شود و از نقش بستن نور حق روى گرداند و صفحهء خيال از پذيرش خوابهاى صاف و بى عيب و الهامهاى خالص باز ماند . سپس امام عليه السلام بر زشتى آن هشدار مىدهد كه آن آرزوها سرمايهء نادانان است تا نفوس خردمندان را از به دست آوردن اين سرمايه و به كارگيرى آن در كسب و تجارتشان متنفّر سازد . چون خردمند بر خود نمىپسندد كه حركات و كارهاى احمق را انجام دهد . اين كه امام عليه السلام ، بضاعت را بر آرزو اطلاق فرموده است استعاره اى نيكوست چون افرادى كه عقل ناقص دارند و برايشان ملكه منتقل شدن به معقولات ثانى وجود ندارد و در اصلاح كردن دنيا و آخرتشان ناتوانند غالبا خواهان و آرزومند چيزهاى تخيّلى غايب يا نا ممكن مىباشند اين امورى كه به دست آمدنش غير ممكن است و به آرزو مىخواهند از تخيّلاتشان كه از ضبط قوه اى كه نيروهاى عقلانى آنها از آن نشأت مىگيرد ، ناتوان مىباشد . اين ضعف دو عامل دارد : 1 - ناتوانى منشأ نيروهاى عقلانى و نيرومندى سلطهء قوه واهمه بر آنها . 2 - يا منشأ نيروهاى عقلانى مختل مىشود و شايستگى آن براى ادارهء